دار

دار تنها ريسمانی حلقوی بر دور گردن نيست! دار يعنی نتوانی نفس بکشی. دار يعنی نتوانی حرفت را بزنی. د ا ر !

/ 7 نظر / 28 بازدید
مهدی

همين چهار کلمه هم بعد از چند هفته غنيمته باز لااقل فهميديم که زنده ای

شاهده

سلام....اين حرفا چيه؟...بعد چند وقت اومدين با دار!!!!به قول خودتون نذار با همين وبلاگ بزنم تو ملاجتا(شوخی کردم بابا من کی باشم؟عصبانی نشين لطفا)..آقا ما منتظر داستان های بعدی هستيم...اميدوارم که نا اميدی هيچ وقت سر وقت کسی نياد...هميشه شاد باشين ...و فعلا...

Farhang

من می گم هر چی باشه دار ازنداری بهتره نه ؟

آتش

دار رخصتی به دیگری تا تو را ببیند چه اشکالی دارد این بار یکی دیگر تو را با تمام چشمش ...نه با تمام وجودش میبیند ..یک تکه طناب

مهران

سلام ای کم پیدا تر از من! گمان می کنم که بعضی از این داستانهای خیلی کوتاه خیلی قشنگن. مثه همین دار! ...چی؟ داستان نبود؟...ای بابا، شرمنده! پس من به نیت شعر می خونمش. پیروز باشی.

اين منم : ديدني ها!

دار يعنی يک ميدان گرد شلوغ و انبوهی از چشم های شاهد....دار يعنی يک انتها....دار يعنی يک شروع........ديدنی ها!